پیاده روی اربعین

  • ۱۰:۱۰
  
 
 
دیشب کل پیاده روی اربعین سالها پیش از جلوی ذهنم عبور کرد جوری که منو بر آن داشت که
خاطره نجف تا کربلا رو اینجا بنویسم حالا نه با ذکر دقیق اون روزها ولی با بیان بخشی از خاطرات اگر بشه میخوام اون روزها رو اینجا بنویسم و ازش بگم !


+

پارسال یه سفر به مشهد داشتم به دعوت شهدای جنگ تحمیلی ، حالا فرمانده (دوستم ) میگه اون خاطرات رو بنویس !
من از بین همه اون دوستان با وجودی که وقت زیادی که بهم داده شد ننوشتم فقط به یه دلیل چون اگر بنویسم این خاطره میره توی کتاب شهیدی ثبت میشه و من میدونم نمیتونم ! نمیتونم چون نمیخوام اسمم چه مثنی چه واقعی تو اون کتاب باشه!
نمیتونم چون میترسم واقعا میترسم که به خودم مغرور بشم ! میخوام اینو به فرمانده بگم
امیدوارم حرفمو قبول کنه و دست از سرم برداره !! من از غرور ناشی از این داستان بشدت میترسم!
 الانم اینجا نوشتم برای یک ثبت در خاطراتم است نه گفتنش و پز دادن به این موضوع که پزی هم (جمله اصلیش یادم رفت )نداره!!
 دو برام دعا کنید که رفیقم  قبول کنه ازم اینو نخواد ! 




++‌

امروز مثل هر سال روضه دعوتم بعنوان خادم امام حسین (ع) از بانی مجلس دلخورم ولی به عشق امام میرم .
ایشالا اگر قابل باشم دعاگوی همتون خواهم بود.




برگ سبز
منم خاطره دارم 
ولی درهم با خرابکاریهای زیادم :/ که در کل به نفع خرابکاریها تموم شد :|
:)

:|

دیشب عین فیلم سینمایی کل خاطرات از ذهنم عبور کرد.
خاطرات شیرین و حتی تلخی که تو این سفر داشتم.



برگ سبز
آخه اربعین من بد تموم شد :| خودمم فهمیدم از گندکاری هام بوده :|
 ایشالا سفرهای بعدیت.

من خیلی دوست دارم برم ولی با خانواده خودم نه با هیچ کاروان دیگه ای .

فرشته ...
ای من دلم‌ میخواد برم، کاش منم بتونم برم.
اصلا با پستت باز دلم هوایی شد.
خودمم دلم هوایی شد بدجور از دیشب .
اما ترجیح میدم اربعین هیچوقت نرم اونجا و اگر رفتم حتما با خانواده ام برم .
چون سفر به کربلا تو اربعین برای خانم ها من یکی مناسب نمیدونم راستش.
دلایل مو نمیدونم به تو گفتم یا محبوبه یادم نیست ولی بنا به اون دلایل موافق این نیستم این سفر برای خانم ها مناسب باشه.




سلام به فرشته ی خوبی ها 💚
انصافا خوشحالم هستی و کامنت هاتو تو وبلاگ خودم و بچه های بیان می بینم :)
ایشالا همیشه شاد و سلامت باشی عزیز دل 🤗😘💚
yasna sadat
عه تا حالا رفتی پیاده روی اربعین پس 

چقد خوووب

یعنی اگه بهش بگی نه اصرار میکنن برای نوشتن؟
آره 
ایشالا بری کربلا ولی اربعین رو همونطور که به فرشته گفتم همون :))


ممنونم 


+

بهش الان گفتم دلمو زدم به دریا و الان نفس راحتمو کشیدم بعد از یکمدت.
قبول کرد چون یکی از همون دوستان خوابی دیدند که همون حرف خودم شد :))
موافقت کردند من ننویسم :))
و نه تنها من بلکه اونایی که تو اون سفر بودند فقط یک نفرمون از اون خاطرات خودش بنویسه بقیه ننویسن :))
و خدا رو شاکرم بابت این داستان که اونی شد که دوست داشتم بشه :))

فرشته ...
آره به من گفتی :)

سلام مهربون جان :*
مرسی از محبتت عزیزم، خوشحالم که خوشحالی :)
خب پس از خدا بخواه سفر کربلا بهت روزی کنه ولی حالا در بهترین وقت و ساعت :)


خواهش عزیز جانم :*
مرسی 🤗💚
yasna sadat
اره خیلی شنیدم برای خانما مناسب نیستش..مگه با خانواده برن


ایول خدا رو شکر پس..
:)
خانواده هم اگر میرن حتما مرد خانواده باهاشون باشه :)



+

آره واقعا خدا رو شکر چون یکماهه دارم میپچونم و هر وقتی هم بهش میگفتم نمی نویسم اصرار میکرد بنویسم :|:)
ولی خدا رو شکر داستان ختم به خیر شد :))
و خیال من برای همیشه آسوده :)
ممنونم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan