کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم

  • ۰۲:۲۵

کفش



 

دلم برای این کفشام تنگ شده .

دلم برای قدم های که با این کفش هام برداشتم تنگ شده :(

کفش های خوبی بودند .

یادش بخیر 



+


 

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم

من زنده ام و زندگی

ارزش رفتن دارد

آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم

گوش ناامیدی را کر کند

خوب میدانم که گاه کفشها،

پاهایم را میزند، میفشرد و به درد میاورد

اما من همچنان خواهم رفت

زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد


ماندن در کار نیست

گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم

نمی اندیشم

ولی این را میدانم؛

گذشته با آینده یکسان نیست

زندگی نه ماندن است نه رسیدن

زندگی به سادگی رفتن است

به همین راحتی،

زندگی چقدر آسان است…

زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد،،،


ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ…

ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ؛

ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …

ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﯼ؛

ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺭﻧﺞ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …

ﮐﻠﯿﺪ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ


قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم؟؟ تا نیفتد ! اما امروز فهمیدم که اتفاق خواهد افتاد،

این ما هستیم که نباید با او بیفتیم ...! 








خورشید ‌‌‌‌

قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم؟؟ تا نیفتد ! اما امروز فهمیدم که اتفاق خواهد افتاد،

این ما هستیم که نباید با او بیفتیم ...! 


قشنگ بود...

ممنون واران جان

سلام 
آره کاش شاعرش همه ما بودیم :))


مرسی 
قشنگ خوندی :)

خواهش عزیز 

الان وبلاگت بودم :))
همزمان :)
جالب بود :))
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
Designed By Erfan Powered by Bayan