نیازمند همفکری شما دوستان هستم !!

  • ۱۴:۳۶

 

بعد از گذر ۷_۸ ماه دوستم رو راضی کردم همو ببینیم که هم دلتنگی بین ما دو تا کم بشه هم اینکه حال و هوای اون عوض بشه.

حالا موندم چه جور باهاش برخورد کنم ؟

دوست ندارم خاطرات تلخ گذشته شو بیادش بیارم !

از یه طرف هم نمیدونم چکار کنم؟!

کلی تلاش کردم برای این دیدار دو نفره اون در فضای غیر از خونه هامون!




+


دوستم پارسال نوزادش یک روزه اش رو تو دستگاه از دست میده و بعد اون تا الانش حال روحیش خوب نیست.

همش بفکر میره ولی من نمیخوام دیگه به بچه اش فکر کنه !

میخوام کاری کنم به خودش و آینده اش و سلامتی جسمی و روحیش فکر کنه !

حتی میخوام بغضم رو بخورم و جلوش گریه نکنم !! میدونم میتونم این کار رو کنم ولی میترسم از رفتارم ناراحت بشه!

ولی من میخوام بهش شادی و امید هدیه بدم و از  هر چیزی که اون رو به ناامیدی تشویق میکنه دور کنم!

بنظرم اون باید سر پا بشه و برگرده به همون حال خوبش به همون دختر شاد و خوشحال که برای هر چیزی از ته دل می خندید.

ایده ی چیزی دارین بیزحمت بهم بگین ممنون میشم.



  • ۳۳
دلژین
فراموش کردن این اتفاقات تلخ راحت نیست 
نخواین ازش که فراموش کنه 
نمیتونه 
به نظرم خیلی عادی روز رو با هم سپری کنین 
براش یه هدیه ی کوچیک بخر بهش بده و ببرش جایی که میدونی دوست داره :) 
زمان میبره تا بتونه با اتفاق افتاده کنار بیاد 
 میدونم دلژین 
ولی خب اینکه من دوستش هم یادآوری اون خاطرات هم کنم بنظرم خوب نیست.
تو فامیل و دوست هاش هر وقتی میبیننش هی یادش میندازن بچه اش فوت کرده :|
و اون هی گریه پشت گریه .
نمیگم فراموش کنه ولی بیادش هم واقعا نباید بندازیم.
اینجا تو شهر ما فکر کن جایی باشه که دوست داشته باشیم ؟
تنها جامون تو کافه های است که برای دختران مناسبه.
آره ولی من خودخواهی است دوست ندارم غم و ناراحتیش ببینم ؟
باید اون سر پا بشه بنظرم و از این تاریکی روحش نجات پیدا کنه.
من ناجیش نیستم ولی دوست دارم زود حالش خوب بشه.

مرسی دلژین نازنینم :*

yasna sadat
اوم به نظرم یه کادو خوشگل موشگل بخر براش..
انقدحرف خوب بزن و از خاطرات خوبتون و خنده هاتون بگین و بگردین تا اصلا وقت نکنه به این موضوع فکر کنه.

اگه خودش خواست راجب این موضوع حرف میزنه..

والا یه بار رفتم خونشون کادو گرفتم 
 یعنی الان دوباره بگیرم ؟!
 
(منتهی خونه ی مادرش رفتم خودش نیومد .)
چی بگیرم اصلا ؟
نتونست بیاد یعنی وضعیت روحیش مساعد این دیدار علی الرقم هماهنگی های انجام شده نشد.
خاطرات شیرین کم داریم ولی تا دلت بخواد خاطرات کاری مشترک داشتیم :)

یعنی بنظرت امکان داره خودش سر بحث رو باز کنه ؟
اگر این شکلی بشه من از اون بیشتر ناراحت خواهم شد چون تحمل غم این درد برای من ادن ایام خیلی سخت بود خدا میدونه.

yasna sadat
اوم پس اگه هدیه قبلا گرفتی یه چیز کوچیک مث شاخه گلی چیزی...

بستگی به شخصیتش داره که سربحث و باز کنه یا نه و این که چقد باهات راحت بوده...ولی واقعا اگه باز کرد سعی کن زیاد عکس العمل که  خیلی ناراحتی نشون ندی...


امیدوارم خدا به دوستت کمک کنه باران مهربان:)
ایشالا بتونم یه هدیه براش بگیرم.
ما با هم راحتیم. ایشون یه زمانی همکار من بود بعد در حین کار شدیم رفیق شفیق هم .
وقتی متاهل شد یک کوچولو دور شدیم ولی واقعا رفاقت من نسبت به دوستم کمرنگ نشد.
امیدوارم بتونم از پس این داستان بربیام.


الهی آمین

ممنونم یسنا سادات عزیزم 💚🙏
ممنونم از قوت قلبی که بهم دادی و میدی.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan