زنگ زدیم ! + بعدا نوشت خط خورد 😅 چه شعری شد این شعر 😅😅

  • ۱۱:۳۰

 

:))

 

 

صفر را بستند 

تا ما به بیرون زنگ نزنیم!

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم!




+

ب ن :

جالبه بعد از سرچ های متعدد متوجه شدم شاعر این شعر مرحوم پناهی است ولی جناب اکسیر به اسم خودشون ثبت کردند.

بنظرم شاعرش به مرحوم پناهی میخوره تا جناب اکسیر

بخوانیم اینجا رو !



  • ۴۱
علیرضا آهنی
قشنگ بود
آره.

آقای مُرَّدَد
مثلا: باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به آبپاش مرخصی داد.  
                                                                           پرویز شاهپور
مادرش میگفت 40 سال بچه بزرگ کردم یه بار حرف درست از دهنش درنیومد:D

ویرایش نمودین شما ؟:))


جمله قشنگ بود به قشنگی جمله ی مادرش.
مرسی 
یاقوت ...
محمد اکسیر...
چرا محمد ؟^__^

من اکبر تو اینترنت که دیدم..

سلام
یاقوت ...
,شعر از محمد اکسیر است که به اشتباه به حسین پناهی نسبت میدهند:)
اینجا رو بخوانید !
مجهول فکر کنم این مساله !

بهارنارنج :)
ولش کن بابا از هرکی هست:)خدا خیرش دهد
آبخدا گیرش افتادم 😅


سلام :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan