مکالمه ی بامزه ی علی کوچولو و من :دی

  • ۱۳:۳۱
 
 
 من رو به بابای علی (داداشم)  جلوی علی و البته از روی عمد  : 
اگر روزی ازدواج کنم و بچه دار بشم بچه ام پسر بشه بچه مو میفرستم مدرسه فوتبال تا در آینده بشه 
یه ستاره ^__^ و برای شکوفا شدنش و ستاره شدنش تمام تلاشمو میکنم  و از هیچی دریغ نمیکنم !

داداشم : 
آفرین :) آ بخدا ما ستاره کم داریم تو فوتبال تیم ملی مون وگرنه الان یه گل به اسپانیا زده بودیم 
و به مرحله بعدی صعود کرده بودیم :)) و شانس و تقدیر و اینا رو بهونه نمیکردیم !

علی (برادزاده ام)  با حرص جوش زیاد و حسودی که به بچه ی که وجود خارجی نداره (حسودی تو صورتش نمایان شده بود😁😄):
عمه پس من چی ؟ منم میخوام ستاره بشم :( 

من : 
خب عمه جان برو مدرسه فوتبال دیگه ! چرا تو تابستون ول کردی کلاس فوتبالت رو ؟:))

علی : 
خب عمه هوا گرمه !!نمیشه رفت :|

من : 
خب اگر دوست داری ستاره ی فوتبال بشی باید براش تلاش کنی و با گرما بجنگی !!

علی : عمه !

من :جان عمه !

علی با دهن کجی دیدینیش :دی گفت :
اصلا از کجا معلوم امیر حسین (بچه ی من :دی ) فوتبال دوست داشته باشه ؟! میخوای به زور بفرستیتش مدرسه فوتبال ؟!
شاید اصلا فوتبال دوست نداشته باشه !! میخوای به زور علاقه مندش به فوتبال کنی ؟:دی 

من با خنده رو بهش کردم و گفتم : 
ای شیطون من :دی وقتی مامان امیر حسین فوتبالی باشه امیر حسین هم فوتبال دوست داره دیگه :دی 😂😁

علی همچنان با دهن کجی بامزه اش :
 نخیرم اینجور نیست !! اصلا از کجا معلوم شاید باباش فوتبالی نبود و امیر حسین هم فوتبالی نشد 😌😛

من همچنان با 😁😀 : 
نخیرم باباش فوتبال رو دوست داره ! امیر حسینم فوتبالی میشه 😜😁😂

علی : 
خب از کجا معلوم که امیر حسین به فوتبال علاقه مند بشه که بخواد بره مدرسه فوتبال ؟ که بخواد بشه ستاره فوتبال ایران ؟! :)))

من : 
خب اینم حرفیه اما به هر ورزشی علاقه مند باشه  من میفرستمش همون ورزش و اونقدر بهش میگم تلاش کنه که ستاره 
اون ورزش بشه !!:دی حالا چی میگی ؟:)))

علی :
 خب عمه نمیشه من تابستون نرم مدرسه فوتبال ولی ستاره بشم ؟ :| :)

من :
 😁😀😀😀 نه عمه هر کی میخواد ستاره بشه باید برای رسیدنش تلاش کنه ! حالا چه تو مدرسه فوتبال چه تو زمین خاکی :))

علی : 
عمه ولی من تابستون فقط تو خونه تمرین میکنم و نمیرم مدرسه فوتبال :|:)


بابای علی(داداشم)  : 
آره با پلی استیشن و فوتبال دستی تمرین میکنه :دی 😁😀


  • ۳۴
محسن رحمانی
خخخخخخخخخخخخخخخخخ
:))
:)))

محسن رحمانی
اینجا :دی
عجب 
حداقل اونور لینک بدین که خدای ناکرده کسی الکی برداشت اشتباه از من نداشته باشه !
ممنونم 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan