دوستان وبلاگنویس بهترین ها هستند :)

  • ۱۵:۴۵

من : این هدیه خوشگل رو دختر دوستم بهم هدیه دادند :)

هدیه ساحل کوچولو ^__^

خواهر : دوستت ؟ کیه ؟ تهرونیه ؟ ^__^

من : آره دوستم ! آره تهرونیه ! کلی زحمت کشیدند یه روز منو دعوت کردند به پل طبیعت و باغ کتاب و کلی شرمنده اش شدم 

خیلی هم بهم خوش گذشت !

خواهر : کدوم دوستت؟ چرا من نمیشناسمش ؟

من : مگه تو همه دوستامو میشناسی ؟:|

خواهر: آره خب من اکثرشون میشناسم !

من : یهویی سوتی دادم و واقعا خیلی ناگهانی  از دهنم پرید و گفتم دوست وبلاگیمه ! چند بار هم همو دیدیم !حالا میشناسی ؟:|

خواهر :  با اخم بهم گفت تو نمیترسی دوستای وبلاگی رو میری میبینی باهاشون قرار میذاری ؟! :|

من تو دلم گفتم آخ یادم رفت برای تو نگم :| | آخ سوتی دادم :|:( حالا خدایا اینو کی درست کنه !

من : نه مگه چیه ؟ نه نمیترسم ! درضمن ایشون یکی از بهترین دوستامن ! درضمن نه تنها آبجی بزرگه بلکه زنداداش و خانداداش هم خبر داشتند خواهری !

خواهر : نوچ نوچ :| اونا اجازه دادند؟!  ولی از نظر من  نباید میرفتی :|

من : دروغ مصلحتی رو ترجیح دادم به ادامه بحث زود گفتم ایشون یکی از اعضای جمعیت امام علی  هم هستند

 برای همین همو دیدیم :) نه تنها یه بار بارها همو دیدیم و اگر خدا بخواد بازم همو میبینیم :) 

خواهر : خب خدا رو شکر خیالم راحت شد !

من :| عجب :| 

یعنی مادرمم اینقد منو مواخذه نمیکرد که کجا میرم بیرون با کی میرم چرا میرم ؟

ولی خواهر دومم :| امان :| شوهرش  هم گاهی  از اون بدتر :|  انگار من یه بچه ی دو سالم :|

من‌ تو دلم : نمیدونی که من دوستای(خانم ها)  وبلاگیم عین خواهر برام عزیزن و خدا میدونه این حرفم چاپلوسی و اغراق نیست.

و خدا رو شاکرم که سوتی و آمار  بقیه دیدارهای وبلاگیم رو به خواهر دومم ندادم والا !!

و حتی دورهمی مستر هولدن :دی وای اگر اینو میگفتم بهش ! وای احتمالا فاتحه ام خونده بود :دی 

( شاید باور نکنین ولی دوستان واقعی من  با خواهر دومم مشترکن ! بجز یکی دو تا از دوستام که خواهرم با روحیاتشون خدا رو شکر  خدا رو شکر  سازگاری نداره! )

نه به خواهر دومم نه به آبجی بزرگم !

هزار تا دنیا با هم فرق دارند طرز فکرهاشون ! 

آبجی بزرگم :  دیدارهای وبلاگی با خانم ها باید تجربه ی شیرین و لذت بخشی باشه !

اگر منم روزی  سرم خلوت بود حتما میام به دنیای وبلاگنویسی :)


ولی خواهر دوم  :| 

اصلا وبلاگ چی چی هست ؟:| دیدار وبلاگی :| نوچ نوچ :| فیس بوک و اینستاگرام از وبلاگ بهتره !

هیچکی از هیچکی خبر نداره ! دیداری هم صورت نمیگیره !


من در تلاش اینم آبجی بزرگمو بسمت نوشتن تو وبلاگ بیارم :) ولی خواهری در تلاشه آبجی بزرگه رو  بسمت 

اینستاگرام بکشونه و از فواید اینستاگرام براش بگه :)) 

براستی کدامیک پیروز خواهیم شد ؟:))



(فضای بسته فکری خواهرم رو مدیون شوهرش میدونم ! چون قبلا این شکلی نبود! )



+


خوشحالم یلدا خانم دوباره شروع به نوشتن مجدد کردین :) امیدوارم کانالتون هم دوباره به سرجاش برگرده :)

  • ۶۲
یلدا ...
چقد تو مهربون و دوس داشتنی هستی باران :*
خیلی دوست دارم:*
مهربونی و لطف از خودتونه اینو جدی میگم بی تعارفم میگم .
شما خیلییی برام عزیزین .
دروغ نیست اگر بگم یه پا جواهرین. جواهراتی ارزشمند که خدا به من داده و شاکرم بابت این داستان.

دل به دل راه داره 
منم خیلی شما رو دوست دارم 💚
ممنونم  



+

این خاطره دیشب بود و امروز خیلی جالب شد تا داشتم مینوشتم متوجه شدم برگشتین و نوشتن تون به فال نیک گرفتم.

علیرضا آهنی
چه چیز عجیبی ! دیدار وبلاگی !
ایشالا بزرگتر که شدین تجربه کنین :)
میرزا مهدی
تو اگه با من بر خورد میکردی، تیترتو پس میگرفتی...
بعد میدونی دارم به چی فکر میکنم، اینکه .... هیچی:))))))))))))
حیف که پای یلدا خانم وسطه :))) این کامنتو به نفعش سکوت میکنم....:D
الانم دارم میبینم  دیدی چی شد ؟ میرزا ؟ یادم رفت که بگم دوستان خانوم وبلاگی بهترین ها هستند !! :))
الان عوضش میکنم :)))
به چی ؟:))
خودسانسوری :|:)

آفرین :)
کار خوبی میکنین :)

بهارنارنج :)
اره دوستای وبلاگی خیلی خوبن:)
نمونه اش خودت و محبوبه :)
خوبه خواهرم نمیدونه شما دو تا رو هم از نزدیک دیدم :دی 
وگرنه چی میشد ؟:دی 


خدا رو شاکرم نمیدونه :))

فرید پرهمت
ما شا الله طوماریه
اونوقت این طوماره بعد طومار چیه ؟^__^
بیست و دو
کسی که بلاگر نباشه معمولا درکی از فضای داخل نداره و میترسه.
هلاک اون جمله ی داخل پرانتز شدم که این فصای فکری بسته خوااهرم رو مدیون شوهرش هستم:دی
سلام 
الان آبجیم این شکلی نیست کما اینکه  وبلاگیم نبوده و نیست طرز تفکرش خیلی فرق داره با دومی.

آخه شما  نمیدونین  همین خواهرم موقعی متاهل شد با همکاران نزدیکش که عین خواهر بودند  کات کرد  چرا ؟
شوهرش میگفت : با این نگرد با اون نگرد ! چرا ؟ چون من میگم‌؟! چرا ؟ چون اینا آدم های خوبی نیستند !
و کم کم از کارش دراومد و ... بعدش هم چند ساله خونه نشین شده !
بقیه حرفامم بماند.

مریــــ ـــــم
من عنوان به خودمم گرفتم ها
:)
حله بابا حله :دی
بگیر بگیره الان ؟:)))


عنوان فقط مخصوص دوستان خانم وبلاگنویسی چون شماست :)



Sa Saj
وبلاگ نویس ها آدم های اهل دلی هستن و صد در صد قابل مقایسه با دنیاهای مجازی دیگه نیستن.
کسایی هستن که دوست دارن بدون آسیب زدن به خودشون و بقیه ، حرفایی که توی دلشون هست رو منتشر کنند.
اکثرا هم آدم های درون گرا و بی دردسری هستند...
البته همشون شامل نمیشن ولی بعضی ها آره :)

سلام 
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
Designed By Erfan Powered by Bayan