دعای خیر پیرزن

  • ۰۹:۵۶


رسیدیم به در خونه ، سلام کردیم و اومدیم تو ...

پیرزن تنها سلام کرد و با همون زبون بی زبونی ما رو به خونه ی کوچولو و نقلی اش دعوت کرد...

وقتی حرف میزد قلبم به درد می اومد ، پیرزن تنها  از همون جوانی قدرت تکلم نداشت ولی تمام سعیش این بود تو اون لحظه ای که ما اونجا بودیم بهمون بد نگذره ...

قالیچه کوچکش رو  آورد تو حیاط  نقلی و دلنشینش و ما رو به نشستن دعوت کرد...

تو اتاقش که هم آشپزخونه هم محل زندگیش یک ظرف غذا بود...

تو ظرف غذا چیزی نبود جز مقداری آب و پیاز و زرد چوبه ...

از پیرزن خجالت کشیدم ، حتی از ظرف غذا هم خجالت کشیدم اونقدر که دیگه تاب موندن برام نموند به بهانه ی بوی غذا و روزه از خونه زدیم بیرون ...

قلبم از جا داشت کنده میشد با لبخند به پیرزن گفتم بوی غذا منو آنچنان مست کرد که برسم خونه میرم همین غذا رو میپزم و برای افطار میخورم ...

تا اینو گفتم لبخندی  از روی رضایت زد اشاره کرد افطار اینجا بمونیم که از غذای خودش که بوی سادگی میداد به ما بده ...بعد از اینکه تکمیل فرم مون تموم شد تا از کوچه عبور نکردیم اون  همچنان  دم در با زبون بی زبونی دعامون میکرد و دست به دعا بود...












+

از دیروز تا الان به طرز عجیبی یاد این خاطره ی (رمضان) چند سال پیش کاریم افتادم ! برای همین دوباره اینجا  نوشتمش.

(بماند این خاطره تو سایت محل کار سابقمم همون زمان نوشته شد) عجیب دلم برای این پیرزن تنگ شده!

این روزها به دعاهای حال خوب کن نیاز مبرم دارم...



التماس دعا 


  • ۴۱
مریــــ ـــــم
یه غمی منو با خوندن پستت گرفت
یه حس خجالت
ببخشید
منم از نزدیک با اون غم اون سال آشنا شدم.
اوهوم حس خجالت همچنان گاهی وقتا منم دارم 
جناب قدح
سلام :)
چقدر خوبه که این روزا برای همدیگه دعا کنیم ...

حاجت روا باشین واران بانو
سلام 
آره 

ممنونم 
به همچنین
yasna sadat
چقد بعضی از این پیرزن ها ی همسایه دوست داشتنی ان.
البته ایشون همسایه نبودند یه پیرزن دوست داشتنی بودند تو دورترین روستای شهرمون.

محبوبه شب
الان ازشون بی خبری؟
آره 
من دو سه سالی هست از کار سابقم دور شدم
اون سال هم که رفتم خونشون من باب اینبود که آیا کیسه غذایی بهشون تعلق میگیره یا نه ؟
که من و همکارم تایید کردیم که میگیره
از اون سال به بعد دیگه هیچ خبری ندارم چون لیست اسامی اون روستا خیلی زیاد بود.
و البته لیست کیسه های افطار
اون تو یه روستا تو سه ساعتی شهرمون بود
ولی امیدوارم حالشون خوب باشه.
اون لیست پیش من نیست وگرنه بار دیگر میرفتم بهش سر میزدم


محبوبه شب
ان شاءالله سلامت باشن
الهی آمین.

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
Designed By Erfan Powered by Bayan