دورهمی وبلاگی به روایت تصویر:)))

  • ۰۹:۰۹

به رنگ آسمان


ببخشین دیگه بعضی از اسامی از قلم افتاد :)

فقط فکر کنین اسی رو چه شکلی نوشتم :دی  هی به این ور اون ور نگاه میکردم که کسی نیاد :دی 

همتون کنار ساحل دریا و تو شمال بودین ^__^ یادتون بودم خیلی زیاد :)

یه دورهمی مجازی بود اینجا:))


دورهمی کنار ساحل


حالا محبوبه و سمیرا بگین نرفتین دورهمی ؛) اینم از دورهمی کنار ساحل ؛))


  • ۶۸
هلما ...
وااااووووو منووووو *__*
میدونستی چه ذوقی داره بدونی یکی تو تفریحش به یادت بوده!! خیلی ذوق داره خیلی :)
جدی ذوق داشت هلمایی ؟^__^
نه راستش  نمیدونستم الان متوجه شدم :)
ولی نوشتن اسمتون اینکه اون لحظه حس کردین تک تک تون  پیشم هستین و من تنها لب ساحل نیومدم 
 انصافا خیلی ذوق داشت ^__^ و کلی حس خوبی اون لحظه بهم داد^__^
بماند اسم تو و مریم رو  اول از همه نوشتم ^__^

ذوقت مستدام .
واقعا اون لحظه یه لحظه حس کردم پیش من هستین :)

جناب دچار
سواحل کاشانه؟!
قشنگه
سلام 
از شانس من کاشان که سیل اومد نرفتم :|
بجاش رفتیم نور (مازندران )
البته الان در مسیر تهرانم تو مترو :)


یه پسر بد خط
قشنگن
ممنونم 
بهارنارنج :)
واراااان من دورهمی میخوووام😭😁
:|


:))

پ این چیه ؟
فکر کن لب ساحل تنها که بودم همتون کنارم حس کردم و واقعا بعضی از اسم ها رو حافظه یاریم نکرد وگرنه مثلا فرشته هم کنار خودم حس کردم ولی نمیدونم چرا اسمش از قلم افتاد:|:(
 و یا  نسیم دوستم البته به نسیم همون لحظه زنگ زدم و تلفنی  حرف زدیم.

ولی بیا یه دورهمی تهران بذار خودم هستم ؛)
اَسی ...
ای جان :)))))
چه کار قشنگی واران مهربونم ^_^
حالا من کوشم؟!
چشات قشنگ میبینه :)
مرسی


+
کنار سمیرا با اون مداد شکسته ام (یه چوب شکسته ام ) اول نوشتم اسی بعد سمیرا بعد فاطمه ؛)
بماند یه چیزی هست که خودتم دقت کنی متوجه میشی :))

محبوبه شب
😂 قانع کننده بود
خو خدا رو شکر :)

اَسی ...
الفش محسوس نیست :دی
بله گرفتم چی شد ;)
با اون چوبی که من داشتم معلومه الفش نامحسوس بود دختر دایی :)


چی رو گرفتی ؟
من سرم داره جیک میزنه :|:)

اَسی ...
همون که گفتی یه چیزی هست دیگه!
آهان ؛)
گرفتم که گرفتی :)
اسی اگر توام جای من بودی الان مثل من حافظه ات بال میگرفت :|
از صبح رفتیم بیرون تا ۴:۴۰تهران بودیم بعد برگشتیم پردیس :|
ساعت ۵ و نیم با اتوبوس و مترو بودم همش :|:(
الانم که دوس دارم برم پیش اون یکی داداش و زنداداشم که خوش اخلاق ترن اینا نمیذارن :|:((
به حساب اومدم مسافرت:((


اَسی ...
الهی :))
عزیزم سعی کن تحت هر شرایطی از سفرت لذت ببری ^_^
فعلا که دارم از قیمت دلار و سکه و اینا که هیچ حرص میخورم از فیلتر تلگرامم همینطور :|
بماند داداشم راضی شد شب منو ببره پیش اون داداشم


محسن رحمانی
چه حوصله ای داشتید.
لب ساحل که بودم تنهای تنها بودم و اون لحظه همه دوستان خانم یادم اومد :)
حوصله ام زیادتر از اینی است که تو تصویر میبینن :)
منتهی برخی از اسامی یادم رفت که بنویسم.

yasna sadat
خوش بگذره سفر واران جان:)
ممنونم عزیز دلم :*
ببخشید اسم تو رو یادم رفت🙈
اینجا رو بخون 
yasna sadat
اره خوندم:)
خواهش میکنم عزیزم 
اتفاقا ما هم دریا بودیم البته جنوب :)
ممنونم :)
چه خوب :)
دریا جنوب واقعا دیدنی است ^__^
ایشالا همیشه به سفرهای خوب و دیدنی :)

+
وقت کنم میام پستتو میخونم ؛)

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
Designed By Erfan Powered by Bayan