بهار به روایت تصویر (۱)

  • ۱۸:۰۷

یک

عکس شماره دو 


دو


عکس شماره سه :

سه


۴:

۵

۵:


عکس ۶


۶:




۷


۷ )

عکاس این عکس من نبودم

 (اون روز گوشیم شارژ نداشت و داداشم از این حیوان زبون بسته عکس گرفت:) )

عکس ۹


۸:

یازده


۹

جاتون خالی بود در اینجا :)

هر چند این کباب اشک منو اون روز رسما درآورد ولی نذاشتم حتی پدرمم متوجه بشه گریه کردم .


دوازده


۱۰:

سیزده


یکی از تفریحات من تو نوروز گرفتن عکس از طبیعت بود :)


باقیمانده عکسا در یک پست رمز دار نشون داده خواهد شد :)

و قسمت دوم این عکسا حدودا ۲۰ عدد عکس و شایدم بیشتر باشه :)


خوشحال میشم نظرتون در مورد عکسا بترتیب بگین :)

و اگر دوست دارین از عکسای گرفته شده از طبیعت بهاری :)


  • ۶۲
جناب دچار
رای ما


 کباب :))
مگه رای گیریه ؟:))

این کباب دقیقا کبابم کرد اون روز :)


سلام :)

حوا ...
فقط جنابِ الاغ :))
چرا اون ؟:))

چون عکاسش من نبودم ؟:)
هاژ محمود
سلام

مجبوریم بگیم 
به به چقدر قشنگ بود
واو خدای من!
و ...
تا بعدا رمز بهمون ان شاالله تعلق بگیره :دی

خوب بودن :)

ان شاالله ک خوبید
و همچنان نه خسته و خدا قوت :)


سلام 
خندیدم :|
و بدانید و آگاه باشید رمز به شما تعلق نمیگیرد تا وقتی نظر کلی تون تو این پست بدون اغراق نگین.

ممنونم
اینجوری قبول نیست :)


ممنونم 
ایشالا که باشم 
و ممنونم :)
امروز رسما از ساعت یازده ظهر تعطیلاتم شروع شد :)

محسن رحمانی
عکسها همش قشنگه .
ممنونم 
محسن رحمانی
از همه اون عکس  رودخونه  نظر منو جلب کرد .
سه تا عکس از رودخونه داشتیم ها :)
کدومشون ؟:)
درسته نشد شماره گذاری کنم ولی شما بگین شماره چند :)
ممنونم
محسن رحمانی
3و9.
سه و ۸ ؟:))
۹ کبابه :))

هاژ محمود
آیا "خوب بودن :)" نظر نیست!؟ :/

هیچ وقت یک بیانی تهدید نکنین! :دی
نه 
 همچین نظرهای نمیتونه منو تو عکاسی موفق کنه .


تهدید نکنم تهدید میشم :|:)
محسن رحمانی
بله 8 به ویژه همین شماره هشت .
ممنونم 
سه و ۸ یه  رودخونن ولی با این تفاوت تو دو موقعیت گرفته شده :)
البته عکس زیاد داره ولی خب الان وقت نداشتم همشو بذارم به همینا اکتفا کردم :)
** دلژین **
چه حس خوبی داد عکس ها 
یک لحظه حس کردم که اونجام... روی زمین عکس ۱ دراز کشیدم و نور به اون قشنگی داره میتابه روم...
خیلی خوبن 
دمت گرم 
ممنونم از نظرت عزیزم 
و چه حس خوبی حرف تو به من داد :)
مرسیی 

البته بماند در عکس شماره یک بخاطر حضور دومادمون دراز نکشیدم ولی همه خانواده دراز کشیدن و همین نور بهشون میخورد ولی تو عکس دو جبران شد و دراز کشیدم  و در حال دراز کش عکس دو رو در حالی که زیر یه صخره بودم عکس گرفتم :)

ممنونم 
دم شما هم گرم با این کامنت پر انرژیت 🤗💚

محسن رحمانی
بله میدونم .از این زاویه که گرفتید هم قشنگتر وهم هنریتر شده .
ممنونم :)
نظر لطفتونه.
Alireza z.i
همشون زیبان ولی اولی و هشتمی زیباتر :))
ممنونم :)

مریــــ ـــــم
اونا چادر عشایر بودن؟؟
چقد باحال
همیشه دوس داشتم یه دختر از ایل بختیاری یا شاهسون بودم

آره :)
این چادر مال یه پیرزن  تقریباً ۶۰_۷۰ ساله بود که با ۲تا  پسرش به کار دامپروری  مشغول بودند :) البته فقط گوسفند داشتند و تنها کارشون همین بود تا جاییکه فهمیدم.
ما ازشون اجازه گرفتیم و رفتیم کنار چادرش کلی عکس گرفتیم :)
که عکس از چادر چه از خودمون :))

بیا اینجا یه شوهر عمه دارم با ایل بختیاری اینا خیلیی رفیقه و آشنا داره بیا اینجا تا آستین برات بالا بزنه :)))
تو کار آستین بالا زدنه :)))

تو تا دیروز میخواستی بری ایتالیا ؟ حالا چطور شده میخوای بری ایل بختیاری کَسگم ؟:دی (دیالوگ معروف و طنز بود ) 



یاقوت ...
به به ! چه طبیعتی دم دستت داری دختر !!نوش روح وجانت ...همین فضا تورو در نوروز با اون همه کار سر پا نگه داشته بوده...عالی وفوق العاده !!ما هم کیف کردیم ...بزار انتخاب نکنیم واز تک تک تصاویر لذت ببریم...مرسی از به اشتراک گذاری

ممنونم :)
آره واقعا بماند وقتی تو طبیعت بودم اون وقت ، وقت آزادم بود :)
ولی بمحض برگشت دوبار روز از نو روزی از نو بود.

ممنونم از کامنت پر انرژیتون :)

چشم چشم :)
هر جور دوست دارین :)
خواهش میکنم :)
ممنونم از شما که دیدین :)

yasna sadat
واییییییییی عکس پنج و هشت  چه حس خووووبی داشت:)
هنوز مونده از همین دو عکسی که گفتی بیشتر حس بگیری:))
دیروز وقت نداشتم ازش زیاد بذارم تازه یک فیلم تصویری از مورد ۵ دارم که بموقعش میذارم اگر خدا بخواد:)

اَسی ...
فقط 5!
اون آدرسا چی میگن اون وسط؟! :پی
به به :)
شما کوجا اینجا کوجا ؟:))
سلام 

مرسی :)
۵ یک فیلم کوتاه ازش دارم احتمالا تو هفته جدیدش بذارم :)

اون آدرس ها به این خاطره که من چند وقتیه با تو میگردم این شکلی شدم :)
ولی میخوام اگر خدا بخواد  یه مسابقه عکاسی شرکت کنم برای همین آدرس داره :)

ممنونم از نظرت :)

روزهـا ..
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
همه عکسها رو تو خود ******** گرفتین؟
تصویر 6.. چادر صحرائی عشایره ؟
4 قشنگه..:)
کبابه هم نوش جان!:)

همه عکسا رو بجز اون عکس شماره ی ۷ :))
تصویر ۶ چادر یه پیرزن بود که با بچه هاش دامپروری میکرد البته فقط در حد اینکه گوسفند و بز  داشته باشند نه بیشتر .
میگفت قدیم دامپروری خوب بود الان نمیچرخه فقط باید گوسفندش داشت. دیگه شیر و کره و اینا جواب نمیده.
در جواب کامنت مریم هم توضیحاتی گفتم :)

ممنونم :)
بازم ممنونم 

سلام 

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
Designed By Erfan Powered by Bayan