خدایا شکرت سیزده به در هم تموم شد !

  • ۲۰:۲۳

خدایا یه مِنِم دینِم ۱۳ به در تموم بی ؟!


خدایا این منم میبینم ۱۳ به در تموم شد ؟!


وی الهی شکرت 

وای خدایا شکرت !



یعنی خداوکیلی ۱۳ به در تموم میشه پرونده ی هر چی کوه و کوه کوه و بدو بدو بسمت کوه و صبح ساعت ۸ _۷ بیدار شدن بسته میشه و هعی بدو بدو غذا بپز و ...با خودش میبره و تموم :)) 




سلام حالتون چطوره ؟:)

خوش گذشت سیزده به درهاتون ؟:)



  • ۴۸
جناب قدح
سلام :)

الحمدلله ، احوال شما چطوره ؟ به شما خوش گذشت ؟

این لهجه زیبا برا کجاست ؟
سلام 
ممنونم 
سوال رو با سوال جواب دادن کار هر کسی نیست جز مرحوم نوذری .
من از ۱۷ ام فروردین تعطیلاتم شروع میشه :))

کورد :)
لهجه ی کوردهاست :)

جناب قدح
خدا رحمتشون کنه ...

درود بر همه کوردها ، به ویژه واران بانو :)
همه اسیران خاک رو ایشالا.
آمین.


ممنونم 
سلامت باشین.
بهـ نام
اری یه تونی دینی :))
ترجمه ؟

بهـ نام
آره این تویی که میبینی
کوردی بود دیگه :)
آره بعدا متوجه شدم جواب پستم بود:)
ممنونم
محبوبه شب
سلام.
خداروشکر تعطیلات تموم شد :|
از فردا بچه هامو میبینم ^_^
الانم خمارِ خوابم :| از حرم که برگشتیم مهمون داشتیم تا همین چند دقیقه پیش.
الانم خوابم میاد گفتم یه عرض ادبی کرده باشم  : )
شب بخیر
سلام 
آره خدایی 
تو برعکس منی تازه :))
من تعطیلاتم از ۱۷ ام شروع میشه ایشالا :)
این تعطیلات که تعطیلات هر کی بود جز من :|:)
به معنای واقعی کلمه شکت ولکت شدم (خسته و کوفته شدم )
خب خدا رو شکر سلام به بچه ها برسون ؛)
تازه من اونموقع از فرط خستگی خواب بودم (همون زمانی که کامنت دادی :)  ) زیارت قبول مشی محبوبه گیان :)
مشهدی محبوبه جان :)
برای منم دعا کردی ؟:)
ممنونم بابت عرض ادبت محبوب جانم 💚
لطف کردی عزیز گیان💚💚

شب توام بخیر و خوشی
سه شنبه خوبی داشته باشی عزیزم🤗
بهارنارنج :)
سلام بله
سلام
خو خدا رو شکر
خب خدا رو شکر🙏
هلما ...
خسته نباشی واران :)

سلام 
درمانده نباشی عزیزم.
ممنونم:)

حوا ...
سلام
نه :|
سلام 
عیب نداره ایشالا بقیه ایام سال خوش باشی ؛)

مریــــ ـــــم
ما 13 فقط خوابیدیم
و هیجا نرفتیم
:|
همینثد ادم گریز
خوشبحالت یعنی رسما خوشا بسعادت تو خواب سیزده به در شدین :))
البته من چون همراه با بیرون رفتن و کوه رفتن دیروزم  سر مزار مادرم رفتم خوب بود خدا رو شکر :)


چرا آدم گریز ؟^__*

مریم 
سلام 
مریم :)
مریــــ ـــــم
سلاااام
ببخشید من یادم میره سلام کنم
:))
چون از جاهای شلوغ خوشمون نمیاد
سلام 
خواهش میشه :)
پیش میاد عوضش من معمولا یادم نمیبره :)

با تشکر :|
یاد خاطره ی بچگیم افتادم 
همیشه ی خدا خواهرم میگفت اگر تو کوه میریم هیچ بنی بشری نباید اونجا باشه و به مامان و بابام تاکید فراوان میکرد جایی بریم که آدم توش نباشه :|:))
بعد مادرم میگفت باشه الان میبریمت کنار گوسفندان :)))
اونجا هیچ آدمی رفت و آمد نداره :))))



ام شهرآشوب
یعنی هی رفتین کوه؟

ما هم مثل مریم همش تو خونه بودیم. با این تفاوت که نخوابیدیم :|
تو این سیزده روز حدودا ۸یا ۹ روز رفتیم کوه.
بقیه اش تو خونه بودیم
صبح ساعت ۷ یا ۸ بیدار میشدم غذا میپختم ، آشپزی میکردم بمحض اینکه غذا حاضر میشد وسایل رو جمع و جور میکردیم بدو بدو کنان ناهار بیرون بودیم .
حالا یا دو ساعت تو راه بودیم تا به کوه مورد نظر برسیم یا کمتر بعد بین ساعت های دو تا ۳و نیم ناهار میخوردیم بجز یکبار که از بس مسیر طولانی بود ۴ ناهار خوردیم بعد از ناهار هم کوهنوردی میکردیم البته من کمتر فقط منتظر بودم اینا برن من یه چرت بزنم از خستگیم (البته بجز یک روزش که مهمان بودیم بقیه اش میزبان بودم)
میرفتیم کوه تا ۷ شب گاها ۸ شب برمیگشتیم بعد با همون خستگی در تدارک شام بودم.
یعنی دوی مارتن بود که بعد از سیزده خدا رو شکر این پرونده کوه بسته شد :))


عزیزم لابد علی جان سرگرم تون کرده ؟:)
خدا حفظشون کنه 💚🙏
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
Designed By Erfan Powered by Bayan