شک☇ ست !

  • ۲۳:۰۲

به یه نفر که بی احترامی میکنیم و غرورش رو پیش دیگران خرد میکنیم !

بار اول شاید بخاطر سن و سالت حرفی نزنه و سکوت کنه !

بار دوم شاید بخاطر احترام بهت سکوت کنه و بازم هیچی بهت نگه!

ولی بار سومی وجود نداره !

بار سوم همونطور که خودت باهاش تا کردی باهات تا میکنه!


امشب غرورم خرد شد :'(( 

ولی سکوتم همزمان با خرد شدن غرورم شکسته شد !



+

درب کامنت دونی بدون تایید باز است.

  • ۴۰
بهارنارنج :)
کی کی؟؟🤔🤔
عروس،؟؟؟
زیر سر همین عروساس!😁😁😒
تعریف کن ببینم!

چیه سکوت میکنی سکوت میکنیم که پررو میشن
نه نه نه نه .
عروس نبود .
خودی بود.
خصوصی شاید فردا برات بگم الان چشمام اشکیه .
بگم اشکی تر میشم.
و چشام اذیت میشن

آره سکوتو بعد از مدتها شکوندم .

بهارنارنج :)
امان ازین خودیا!
من خیلی وقته ازهمه توقع بریدم ،نه کاملا ها اما نسبت به قبل خیلی بهتر شدم قبلخیلی بهم می ریختم بغض و اشک الان به خودم احترام میزارم..ومیگم نمیزارم کسی ناراحتم کنه!
اوهوم 
واقعا امان :(
واقعا هم گاهی وقتا خودمون باید به خودمون احترام بذاریم.
احترام نذاریم نبایدم انتظارم داشته باشیم دیگران بهمون احترام بذارند.

محبوبه شب
واای خدا من اصصصصلا نمی تونم جلو زبونمو بگیرم. همونجا جوابشو میدم. 

نریز تو خودت. و الکی هم نمی خاد واسه احترام گذاشتن بهش سکوت کنی :// 
آخ واران از دست تو ://


وقتی میبینی بعد از چند بار لبخند زدن و سکوت کردن راهی پیش نمیبری و اون طرف بدتر پرو میشه باید جوابشو داد تا بشینه سرجاش ://

البته امیدوارم از خانواده خودت نبوده باشه چرا که عملا دست و پات بسته ست ://

+خواهری اشکاتو هدر نده قربونت برم :(
من جواب نمیدم معمولا میندارم تو خودم ولی خب اینبار دیگه نتونستم سکوت کنم .
اینبار نریختم و جواب دادم.
ببخشی دختر خوب و حرف گوش کنی نیستم :|:)

اینباررر جواب نمیدادم دیگه نمیشد ببینم باز غرور و شخصیتم خرد بشه !

متاسفانه یکی از اعضای خانواده ام بود (البته بجز پدرم)
ولی بعد که من جواب دادم فهمید اشتباه کرده جلوی همه ازم رسما عذرخواهی کرد .


+

مرسی 
اشک که مال یک دقیقه امه .
الکی که اسمم نشد باران :)
من با اشک زاده شدم ...
بقول داداش کوچکه اشک و مشکم کنار همه ...
ممنونم 
محبوبه شب
@سمیرا
 "ذ" نه "ز"
😛
@سمیرا 
مریــــ ـــــم
من برعکس
مث چی فقط نگا میکنم 
بعدشم گریه میکنم
:|
کار خوبی کردی
دفه بعد همون اول جوابشو بده
منم چند بار فقط نگاه کردم اما دیشب دیگه این سکوت رو شکوندم

ولی بماند شوهر (عمه ی مرحومم) فکر کن چه جلوی روم چه پشت سرم بهم حرف زده و تهمت زده چه جلوی روی و بقیه غرورم رو شکونده ولی چون سنش خیلی بالاست هیچوقت هیچوقت صدامو بالا نیاوردم و سکوتم رو نشکوندم 
فقط نگاهش کردم  بعد ولی هر وقت میرسم خونه کلی گریه میکنم .

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
Designed By Erfan Powered by Bayan