غم و شادی برادرند...

  • ۱۱:۴۱

آنگاه زنی پای پیش نهاد و گفت :

برای ما از غم و شادی سخن بگو


پیامبر (ع)  گفت :

شادی های شما همان غم های شماست که نقابش را برداشته است.

و چاهی که خنده هایتان از آن می جوشد، همان است که از اشک هایتان پر شده است 


وقتی شاد و خرم هستی به ژرفای قلبت نظر کن، تا ببینی که این قلب ، همان است که تو را غمگین کرده بود.


و هنگامی که غم بر تو چیره شده است ، باز در قلب خود نگاه کن تا ببینی که براستی در فراق آنچه قلبت را از شادی پر کرده بود گریه می کنی .

بعضی گویند شادی از غم عظیمتر است

بعضی گویند چنین نیست ،

بلکه غم بر شادی چیرگی دارد.


اما من با تو می گویم که غم و شادی از هم جدایی ناپذیرند .

آنها با هم نزد تو می آیند .

و هنگامی که یکی از آن دو در کنارت نشسته است ، بیاد آر که دیگری نیز در بستر تو به خواب رفته است .


و همانا که تو چون دو کفه ترازو میان شادی و غم آویخته ای.

و تنها هنگامی که به کلی تهی باشی،

دو کفه در حال توازن کنار هم خواهند بود.

اما وقتی که خزانه دار هستی ، تو را برمیدارد تا زر و نقره خویش را بسنجد، 

در آن هنگام به ناچار دو کفه غم و شادی تو بالا و پایین می رود .




+

قرار بود دور هم جمع بشیم و همدیگه رو ببینیم و مراسم عقدش دوباره بهش تبریک بگیم

دقیقا امروز قرار بود ساعت ۳ همو ببینیم ! کلی برنامه داشتیم برای شادی بیشترش.

اما دقیقا همین امروز به جای شادی که مدتهاست منتظرش بودیم 

حالا دقیقا  همون ساعت باید بریم مراسم سوگواری پدرش :((

چقدر دنیا بیوفاست...


  • ۳۳
مستر صفری
سلام.
صحبت پیامبر عزیز خیلی با ارزشه.
هر روزی که میگذرونیم تو اون روز هم شادی میبینیم، هم غمگین
پس این دو جدایی ناپذیرند.
 در گذشت پدر عزیزشون رو به خودشون و خونواده عزیزشون تسلیت عرض میکنم.
واقعا ادم از ثانیه بعد عمرش خبر نداره، معلوم نیست که من 1 ساعت دیگه زنده باشم یا نه.
سلام 
البته فکر کنم حضرت موسی است.
اگر اشتباه نکنم.
کتابش رو دارم ولی الان دسترسی بهش نداشتم.

مادرم همیشه میگفت غم و شادی با هم برادرند.

پدر صمیمی ترین دوستم بود.
هفته پیش همین موقع ها عقدش بود این هفته سوگواری پدرشون:(
ممنونم 
سلامت باشین.

واقعا هم همینطور.
هر چند ایشون سالها بیمار بودند و دکترا جوابش کرده بودند
میخواستیم روحیه دوستم رو مثلا  شاد کنیم اما گویا قسمت نبود :'(

مریــــ ـــــم
واران من هنوز به این قالب عادت نکردم
:|
خودمم خوشم ازش نمیاد بشدت ازش بدم میاد 
ولی یک :
از بس سرم شلوغه وقت نمیکنم بدم یکی از دوستان درستش کنه .
دو : بیان بوق اجازه نمیده یه قالب دیگر  خارج از بیان بیارم :|:((
احتمالا جابه جا کنم از اینجا اگر قالبو نتونم عوض کنم (بجز قالب های غیر بیان )
یه هفته دندون رو جگر بذار ببینم سرم خلوت میشه کاریش کنم.
واقعا روزا سرم شلوغه شبا هم عینهو جنازه ام از خستگی .



نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
Designed By Erfan Powered by Bayan