میخواهم خودم باشم!

  • ۱۳:۳۷


  در باغ دیوانه خانه ای قدم می زدم که جوانی را سرگرم خواندن کتاب فلسفه ای دیدم. 

منش و سلامت رفتارش  با بیماران دیگر تناسبی نداشت.

کنارش نشستم و پرسیدم:

"اینجا چه می کنی ؟"

با تعجب نگاهم کرد.

 اما دید که من از پزشکان نیستم. 

پاسخ داد:

 خیلی ساده پدرم که وکیل ممتازی بود.می خواست راه او را دنبال کنم. 

عمویم که شرکت بازرگانی بزرگی داشت . دوست داشت از الگوی او پیروی کنم. 

مادرم دوست داشت تصویری از پدر محبوبش باشم .

خواهرم همیشه شوهرش را به عنوان الگوی یک مرد موفق مثال می زد.

برادرم سعی می کرد مرا طوری پرورش بدهد که مثل خودش ورزشکاری عالی بشوم.

مکثی کرد و دوباره ادامه داد:

در مورد معلم هایم در مدرسه استاد پیانو و معلم انگلیسی ام هم همین طور شد.

 همه اعتقاد داشتند که خودشان بهترین الگویند . 

هیچ کدام آنطور به من نگاه نمی کردند که باید به یک انسان نگاه کرد...

 طوری به من نگاه می کردند که انگار در آیینه نگاه می کنند. 

بنابراین تصمیم گرفتم خودم را در این آسایشگاه بستری کنم. اینجا دست کم می توانم خودم باشم!



  • ۴۳
Alireza z.i
خب الان این سوال پیش میاد که آیا واقعاً خودمون هستیم؟؟؟
ایشالا باشد که باشیم :)
حداقل تو زندگی خودمون باشیم :)

جناب دچار
ما هم یه نهال انگور داریم نمیدونم چجوری بهش نگاه کنم؟
هنوز انتخاب نکردم چی میخاد بشه برامون؟ :)
چه میوه ای بهش بگیم بده برامون
خب میشه انگور :|:)
غیر این مگه میشه چیز دیگری بشه ؟:)

ما یه ده ساله نهال انگورمون بزرگ شد  رشد نمود  و میوه داد :)
باید مراقبش باشین بهش آب بدین تا بزرگ بشه :)

+

سلام 


محبوبه شب
این جوان، مستر دچار نبود؟ :d
دقیقا چون به فلسفه اشاره کرده بود القصد یعنی عمدا عمدا :دی این پست گذاشتم  :دی 
شک نکن خودش بوده :دی 



+

@جناب دچار 
کامنت محبوبه بانو شاگردتون رو دریابین :دی 
هاژ محمود
سلام

دقت کردین هوا چقدر خوب شده!؟ :دی

ان شالله ک بهترین

از امر خیر چ خبر!؟ :دی
سلام 
خیلی اونقدر که گنجشکان محترم آواز بهار سر دادند :|:)
نه از برفی خبری هست نه از بارون :|
خشکسالی کامل :|:)

من خستم فقط 
خسته کار ، خانه تکونی ، آشپزی ، حساب و کتاب قبوض و مهمون داری :|


فعلا بدلیل بیماری خاله همکارم همه چی کنسله تا بعد ببینیم خدا چی میخواد :)
البته این واسه داداش بزرگه :)
داداش کوچکه یه کوچولو اگر خدا بخواد قراره خبرهای بشه اون دیگه مسئولش ما نیستیم یک دیگه است :))


+

الان مشهدالرضایین ؟:)
محبوبه شب
آقا من همه چیزو تکذیب می کنم، حتا (دقت کن حتا 😂 مثل کامنتای خودشون) اون کامنت ارسالی از طرف خودمو :/  : )))))
:دی 

تکذیب چی حالا نمودین ؟:))


شجاع باش :)))
زمر 53
چقدر مسخره و عجیبه که خودمون بودن سخته
من به شخصه گاهی احساس میکنم خودمو نمیشناسم
از این فازای فلسفی و اینا نیستا
یه کارایی میکنم یا حرفایی میزنم بعد اصلا نمیتونم قبول کنم این من بودم
به جناب زمر :))
راه گم کردین احیانا ؟:))

سلام :)
رسیدنتون بخیر :)
گاهی شما خودتون هستین ولی گاهی هم نیستین بنظرم گاهی آدم بدلیل مقتضیات زمانی و مکانی که داره گاهی مجبوره خودش نباشه :))
ولی شما ۶۰%_ ۷۰%خودتونین :))
میگین نه برین از جناب هولدن بپرسین :)))
جناب دچار
@محبوبه شب

می بینم که داری تکذیب میکنی!
چیزی شده؟> :)
:دی 

چی شده ؟:))


@محبوبه شب :)

محبوبه شب
که این جوانو به مستر دچار نسبت دادم دگه : )))))))
یعنی الانم تو تکذبیه هستی ؟:)))
چرا میترسی دختر ؟
شجاع باش :)))
و این شجاعتت رو نشون بچه های مهد هم بده؛)


جناب دچار با شما بودند :)


محبوبه شب
شیطونه میگم...... 
+شیطونه غلط می کنه : )) 

همون احترام به بزرگتر واجبه ولشون کن واران، سنی ازشون گذشته یه وقت به دل می گیرن :دییییییی
:دی 
برای ترس از نمره از ایشون حرفتو تکذیب کردی ؟:دی 


وای اسم خودمو دیدم ذوق کردم :دی :))

ما که هردوشوی رو ول کردیم :دی 

اونقدر هم که سنی ازشون نگذشته :)

ولی باشه ما هر دوی شما رو ول میکنیم  و بجاش میریم میپوشیم که بریم پیاده روی :)


خداحافظ :)
خداحافظ :))



+

الحق ترسویید :دی 
بیچاره مامانای که بچه هاشون به تو سپردند 😉😄
#شوخی 
هاژ محمود
ن خسته
خدا قوت

ن متاسفانه

هنوز نرفتم
ژور سپاس :)

ایشالا برین :)
میگه دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره :))

زمر 53
کم سعادتی ما بوده
من سر میزنم حرفی برای گفتن ندارم ، میرم
اینبار داشتم حرفی

امیدوارم 60 - 70 درصد خودم باشم

چرا هولدن؟
خواهش میکنم 
نفرمایین :)

پس خاموشین ؟:))


ایشالا :)

چون هولدن رفیق تونه یک :)
روانشناس هم که هستند دو :))
آیا این گواهی برای شما نمیباشد ؟:))))

زمر 53
اصن کامل قانع شدم
:)))
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
Designed By Erfan Powered by Bayan